خرید بک لینک

در پی حمله نافرجام تروریستهای خود فروخته به میهن عزیزم لازم دانستم که مقاله زیر را بدان اختصاص دهم تا مردم عزیزم بتوانند بدرستی روند حوادث را دنبال نمایند و اذهان گمراه و مخدوش نشود.

اگر اخبار روزهای قبل را دنبال کرده باشید تمامی لابی های فرقه رجوی اعم از سیاستمداران جنگ طلب و همچنین عوامل و نوچه های آنها در منطقه که جلودارآنها هم کسی جز عربستان سعودی در همدستی با اسرائیل نیست، شروع به خط و نشان کشیدن و تهدید و تهمت علیه کشور عزیزمان نمودند تا اینکه بعد از سفر مقامات سعودی به کاخ سفید و بستن قراردادهای میلیادری خرید سلاح، در اولین موضع گیری خصمانه وزیر دفاع عربستان اینچنین بازگو نمود که ما جنگ را به داخل پایتخت ایران خواهم کشاند. وزیر خارجه سعودی هم چند ساعت قبل از تهاجم تروریستی، از تنبیه تهران سخن به میان آورد.

اگر کسی نداند این کد مشخص سران فرقه رجوی همواره بوده و هست که طی این سالیان به اربابان خود پیشنهاد میدادند که چکار بایستی بکنند. لذا بعد از اولین موضع گیری، دم خروس اینچنین بیرون زد. بلافاصله در اخبار شنیده شد که دو تیم تروریستی داعش حمله کرده اند. بگذریم که این حمله نه ارزش نظامی داشت و نه ارزش مطرح کردن آن وجود دارد. اما من بیشتر کارکرد آنرا و اینکه از کجا این موضوع آب میخورد و واقعا آبشخور اصلی آن کجاست می خواهم بپردازم.

علی رغم اینکه اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان این حمله را محکوم کردند، علیرغم اینکه سازمان ملل متحد حتی پرچم خود را به یاد قربانیان نیمه برافراشته نگه داشت، علی رغم اینکه شهردار پاریس به احترام قربانیان حمله اخیر داعشیهای حقیر تمامی چراغهای برج ایفل را خاموش نمود، و تمام جهان یکصدا با ملت ایران همدردی نشان دادند، اما تنها و تنها کسی که مطلقا ابراز همدردی با خلق قهرمانش نکرد همین فرقه جهنمی بود، و دریغ از اینکه شاهد باشیم که با خانواده های بازماندگان این حمله ابراز همدردی نماید. حال سئوال اینست که چرا؟

ماهیت پلید این فرقه همواره این بوده و هست که همانطوری که هدف وسیله را توجیه میکند ریخته شدن خون بیگاهان نیز در این میان مینیمم بهایی است که بایستی خلق قهرمان برای به قدرت رسیدن رجوی بدهد و قیمتی است که باید بپردازد. آری فرقه ای که تا خرخره از ملت خود طلبکار است طبیعی است که ابراز هم دردی هم نکند. به این دلیل که به واقع برخواسته از دل مردم نبوده و نیست و اگر هم روزی اینچنین بوده اکنون دیگر فرسنگها با آن فاصله گرفته است. در قدم نخست خیانت آشکار به همان بینانگذاران این جریان و در قدم بعد خیانت به ملت خود است. عجیب است و به واقع هر انسان آزاده ای تعجب میکند که اگر یک تراژدی ساده در آنطرف جهان اتفاق بیفتد فرقه سریع در بوق و کرنا میکند و آنرا آنتی می نماید اما حمله ای که در روز روشن تمامی کشورهای جهان حتی وزیر خارجه فرانسه نیز آنرا محکوم کرد، ولی این فرقه خفقان میگیرد. تنها و تنها دلیل و آبشخور آن اینست که این خواست و تحریک همین فرقه بوده و هست.

یک قلم برگزاری میهمانی های بزرگ در کاخ اور سور واز و دعوت از تروریستهای عرب منطقه تحت عنوان افطاری مبین همین علت است. هرکس نداند ما که اطلاع داریم که در این مهمانی ها چه میگذرد و روی چه چیزهایی هماهنگی میکنند. والا بی دلیل نیست. مستمر در سایتش خبر از گردهمایی اعراب منطقه می دهد. همان عواملی که بنا به خواست ارباب اصلی شان به تحریک و فتنه در منطقه دست میزنند و مترسک آنها هم کسی جز مریم رجوی نیست. اما جالب توجه اینست که نه تنها فرقه این حمله را محکوم نکرد بلکه با یک فقره فرار به جلو مدعی شد که سران حکومت ایران در صدد نسبت دادن این حمله ناموفق به فرقه هستند در حالیکه اولین باری بود که حکومت ایران اساسا اسمی از این فرقه نبرد و در تمامی موضع گیریهای رسمی اعلام کرد که داعش بوده است. ضمن اینکه خود تروریستهای داعش نیز مسئولیت آنرا برعهده گرفتند.

سئوال اینجاست که واقعا چرا فرقه این حماقت را کرد؟ دلیل آن یک چیز بیشتر نیست. انزوای روزافزون بین المللی، فروپاشی از درون تشکیلات، همه و همه فرقه را براین واداشته است که از آب گل آلود برای خودش ماهی بگیرد و مجددا در این وانفسا خودش را مطرح نماید. در حالیکه باید گفت زهی خیال باطل. روند روز افزون فروپاشی فرقه از درون آنچنان پیوسته ادامه دار است که این فرقه را گریزی از آن نیست. لذا از هر اتفاقی که در گوشه و کنار منطقه و حتی داخل میهن عزیزمان می افتد میخواهد برای خود کلاهی درست کند. غافل از آنکه همگان به چشم دیدند که در زمان بحران ملت ایران یکپارچه اتحاد خود را حفظ میکنند و با پشت کردن به این فرقه اهریمنی اجازه حتی کوچکترین اظهار نظری هم به آن نمیدهند، چراکه حکایت فرقه همچون همان نادانهایی است که زنجیرهای خود را می پرستند.

لذا به خوانندگان عزیز و گرامی توصیه میکنم که اگر تمامی این حرکات مشمئز کننده فرقه را رصد نمایید بخوبی در خواهید یافت که به فرجام تلخ و عبرت آموزی گرفتار شده و از آن نیز گریزی ندارد.

الف. دال. (تیرانا - آلبانی)

برچسب: نویسنده: نوید زارعیان تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 0:26

صفحه بندی